تبليغاتX
شمع

شمع باش ، تا عاشقان خدا ، راز و نياز خود را مديون سوز و گداز تو باشند .








با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده

دروغ 

 

بخشی از خبر خبرگزاری فارس در مورد دروغ :

 

"در دروغ بزرگ هميشه قدرت معيني از قابليت باور كردن وجود دارد. چرا كه

افراد زيادي از يك ملت هميشه تحت تأثير عواطف به راحتي گول مي خورند

حالا يا عمدي يا سهوي. و به خاطر سادگي و بي آلايشي و صداقت باور

آنها، راحت تر قرباني يك دروغ بزرگ مي شوند تا يك دروغ كوچك. چرا كه

آنها خودشان در موارد كوچك، دروغ هاي كوچك مي گويند و از گفتن دروغ

هاي بزرگ شرم دارند (و دولت مردان در اين مورد شرمي هم ندارند). هرگز

به ذهن اين مردم خطور نمي كند كه دروغ هاي خيلي بزرگ بسازند و هرگز

هم باور ندارند كه ديگران چنان گستاخ باشند كه اين چنين صداقت را بدنام

كنند ولو اين كه مدارك اين چنين دروغي را براي ذهن آنها ثابت كنند آن هم

به طور آشكار، باز هم به دروغ بودن آن دروغ بزرگ شك دارند و همچنان فكر

مي كنند كه حتماً توضيحي وجود دارد. چنين دروغ بزرگ گستاخانه اي

هميشه رد پاهايي پشت سر خود به جاي مي گذارد. حتي بعد از اين كه

سرهم بندي شد و توسط متخصص هاي جهاني دروغ گويي وتمام كساني

كه براي دروغ گفتن در هر دروغ گويي با هم همكاري مي كنند، به عنوان

يك حقيقت شناخته شد. اين افراد در حال حاضر به خوبي مي دانند كه

چگونه از اين دروغ ها براي اهداف توسعه طلبانه خود استفاده كنند "

 

نویسنده مرتضي صلاحي | جمعه 1388/07/10ساعت 23:33  |لینک ثابت | موضوع: عمومی |

با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده

مراد و مريد 

 

مراد و مريد :

 

مريدی با مراد خود همسفر شد . در راه به رودی رسيدند و بايد از آن می

گذشتند . در همان طرف رود ،  دختری نشسته بود و گريه می کرد . علت

را پرسيدند . گفت : اينجا پلی بود که اکنون بر اثر بالا آمدن آب از بين رفت و

من اين طرف ماندم . اگر امکان دارد يکی از شما مرا بر پشت خود سوار

کرده و از آب عبور دهد .

 

مريد به مراد خود نگريست . مراد گفت : اين کار از نظر شرع حرام است .

اگر اين دختر شوهر داشته باشد حرام اندر حرام است . اگر شوهر نکرده ، 

اجازه ی پدرش شرط است . اگر شوهر داشته و اکنون مرده يا جدا شده

بايد ... .

همين طور که مراد به گفتن احکام مشغول بود ناگهان متوجه شد که مريد

آن دختر را سوار بر پشت ،  عبور داده .

خاموش شد و او هم از آب گذشت . دختر مسير خود را پيش گرفت و رفت .

مراد و مريد هم  به سفر خود ادامه دادند . مريد متوجه شد که بعد از عبور از

رودخانه ، مرادش ديگر از احکام چيزی نمی گويد و در فکر است . چند

ساعتی اينگونه گذشت و مريد طاقت نياورد و پرسيد : مراد من ، به چه فکر

می کنيد ؟ مراد گفت : به اينکه شما چه طور آن دختر را عبور داديد ؟

 

مريد گفت : شما هنوز به آن دختر فکر می کنيد؟ من او را همان لحظه حمل

کردم . شما ساعتهاست به  حمل او مشغوليد .

 

 

نویسنده مرتضي صلاحي | چهارشنبه 1388/05/14ساعت 23:22  |لینک ثابت | موضوع: عمومی |

با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده

تفأل : 

 

کارشناسان اقتصادی اعلام کردند که وضعيت اقتصادی آمريکا رو به بهبود

است و از مرحله ی بحران خارج شده .

اين در حالی است که بعضی از به ظاهر کارشناسان پيشتر گفته بودند که

بحران اقتصادی آمريکا قابل درمان نيست و به بحران اجتماعی تبديل شده و

در نهايت باعث فروپاشی آمريکا می شود . ما هم ساده و چشم انتظار و

نشد .

تفألی به ديوان حافظ زدم او که متخصص پيشگويي و غيبگويي است .

اندرحال ما جواب داد :

 

گداخت جان که شود کار دل تمام و نشد       

بسوختيم درين آرزوی خام و نشد

 

 

نویسنده مرتضي صلاحي | پنجشنبه 1388/05/08ساعت 23:56  |لینک ثابت | موضوع: عمومی |

با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده

شعر آشنا 

 

دیدی ای مه

دیدی ای مه که ناگه رمیدی و رفتی

پیوند الفت بریدی و رفتی

 

هرچه خواری به یاری کشیدم و دیدم

دامن ز دستم کشیدی و رفتی


بس ناله‌ ها کردم به امیدی که رحم آری

به فریاد من ای گل

فریاد از دل تو کز جفا ، فریادمو نشنیدی و رفتی

جانا گرچه بردی از یادم

جان در کوی عاشقی دادم

ز پا فکندی ، به سر دویدم ، گوهر فشاندم

بر اشک من خندیدی و رفتی

ساقی بده آن می را

مطرب بزن آن نی را

 

که پای لاله ، پیاله خوش باشد

دل اسیران به ناله خوش باشد

 

علاج محنت به ‌جز می نیست

به‌ غیر نالیدن نی نیست

 

شاعر : رهی معیری

نویسنده مرتضي صلاحي | دوشنبه 1388/05/05ساعت 23:53  |لینک ثابت | موضوع: شعر آشنا |

با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده

گوساله سامری 

 

از صدا و سيما اين انتظار قابل پيش بينی بود که زمان اخبار را به گونه ای

تقسيم کند که تولد يک گوساله شبيه سازی شده ، بر در خون غلطيدن

مسافران بی گناه هواپيمای تهران مشهد ارجحيت داشته باشد . به آقای

ضرغامی توصيه می کنم که آبونمان صدا و سيما را هم از همان گوساله

دريافت کند و دست از سر مردم بردارد .

نویسنده مرتضي صلاحي | شنبه 1388/05/03ساعت 14:47  |لینک ثابت | موضوع: عمومی |